![]() |
![]() |
|
| اجتماعی -انتقادی-ورزشی و .... |
|
خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب اتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته سوزان می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد... از فراز بام هاشان شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود. خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد مهدی اخوان ثالث |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط محسن |
|
|
من اينجا بس دلم تنگ است
وهر سازي كه مي بينم بدآهنگ است بيا ره توشه برداريم قدم در راه بي بازگشت بگذاريم ببينيم آسمان هرجا آيا همين رنگ است؟ (مهدي اخوان ثالث) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
باز مي گويند فرداي دگر
صبر كن تا ديگري پيدا شود كاوه اي پيدا نخواهد شد اميد كاشكي اسكندري پيدا شود... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند ...! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
سیاهی از درون کاهدود پشت دریاها
بر آمد ، با نگاهی حیله گر ، با اشکی آویزان به دنبالش سیاهیهای دیگر آمده اند از راه بگستردند بر صحرای عطشان قیرگون دامان سیاهی گفت اینک من ، بهین فرزند دریاها شما را ، ای گروه تشنگان ، سیراب خواهم کرد چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران پس از باران جهان را غرقه در مهتاب خواهم کرد بپوشد هر درختی میوه اش را در پناه من ز خورشیدی که دایم می مکد خون و طراوت را نبینم ... وای ... این شاخک چه بی جان است و پژمرده سیاهی با چنین افسون مسلط گشت بر صحرا زبردستی که دایم می مکد خون و طراوت را نهان در پشت این ابر دروغین بود و می خندید مه از قعر محاقش پوزخندی زد بر این تزویر نگه می کرد غار تیره با خمیازه ی جاوید گروه تشنگان در پچ پچ افتادند دیگر این همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد ولی پیر دروگر گفت با لبخندی افسرده : فضا را تیره می دارد ، ولی هرگز نمی بارد خروش رعد غوغا کرد ، با فریاد غول آسا غریو از تشنگان برخاست باران است ... هی ! باران پس از هرگز ... خدا را شکر ... چندان بد نشد آخر ز شادی گرم شد خون در عروق سرد بیماران به زیر ناودانها تشنگان ، با چهره های مات فشرده بین کفها کاسه های بی قراری را تحمل کن پدر ... باید تحمل کرد می دانم تحمل می کنم این حسرت و چشم انتظاری را ولی باران نیامد پس چرا باران نمی اید ؟ نمی دانم ولی این ابر بارانی ست ، می دانم ببار ای ابر بارانی ! ببار ای ابر بارانی شکایت می کنند از من لبان خشک عطشانم شما را ، ای گروه تشنگان ! سیراب خواهم کرد صدای رعد آمد باز ، با فریاد غول آسا ولی باران نیامد پس چرا باران نمی اید ؟ سر آمد روزها با تشنگی بر مردم صحرا گروه تشنگان در پچ پچ افتادند ایا این همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد ؟ و آن پیر دورگر گفت با لبخند زهر آگین فضا را تیره می دارد ، ولی هرگز نمی بارد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
گفته میشود که انسانها تنها از 10 درصد قدرت فکر خود استفاده میکنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله برمیگردد. با بهکارگیری 64 روشی که در ذیل شرح داده شده میتوانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه میشود این روشها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاقاتان نصب کنید طوری که هر روز آن را ببینید. این 64 روش در ده بخش ارائه میشود شامل: در مورد این روشها اگر تجربهی شخصی و یا مطلب، عکس و ... کاملکنندهی دیگری دارید برای ما ارسال کنید. همچنین اگر روش خاص دیگری برای یادگیری بهتر مطالب دارید مطرح کنید تا بقیهی دوستاناتان نیز از آن بهره ببرند. سلامت 1- هنگام مطالعه پای خود را حرکت دهید. در طول مطالعه و نشستن در یک مکان برای مدت طولانی، پای خود را هر چند وقت یکبار به سمت بالا و پایین تکان دهید. این کار موجب افزایش جریان خون شده و یادگیری و تمرکز را افزایش میدهد. 2- برای فکر کردن غذا بخورید. خوردن صبحانه بسیار ضروری است زیرا پروتئین مغز را تامین میکند. کمبود پروتئین برای مغز باعث سردرد میشود. 3- ناهار سبکی بخورید. ناهار سنگین باعث خواب آلودگی میشود اگر بعد از ناهار فرصت خوابیدن ندارید، سعی کنید ناهار سبکی انتخاب کنید. 4- از داروهای تقویت حافظه استفاده کنید. داروی گیاهی ژینکگو بیلوبا - که باعث افزایش جریان خون در مغز میشود - بدون عوارض جانبی در بازار موجود است. تعادل 5- از اضطراب و افسردگی به دور باشید. استرس و ناراحتی باعث کاهش یادآوری اطلاعات میشود و از این رو کاهش قدرت یادگیری میشود. گاهی اتاق روشنتر و خوردن غذاهای طبیعی بیشتر باعث افزایش شادابی و آرامش میشود. 6- برای ارائهی ایدهی جدید بخوابید! 7- بین مطالعه استراحت کنید. تغییر وضعیت روحی و جسمی باعث مشخص شدن استرسهایی میشود که در حال مطالعه بر ما حکمفرما شدهاند و ما از آنها بیخبریم. مطالعه همراه با استراحتهای هرچند کوتاه بسیار مفیدتر از مطالعهی طولانی بیوقفه است. برای این منظور، به ازای هر 90 دقیقه مطالعه، 20 دقیقه استراحت داشته باشید. 8- حین مطالعه در فواصلی پیادهروی هم داشته باشید. پیادهروی و قدم زدن هر چند کوتاه باعث تغییر تمرکز ذهن شده و به ذهن مجال بازآوری مطالب و خلاقیت را میدهد. 9- موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید. گاهی که فرصت کافی برای استراحت و تجدید قوا ندارید، میتوانید نقطهی تمرکز خود را از یک موضوع خاص به موضوعی که با آن آشناتر هستید تغییر دهید. تمرکز و خط فکری 10- موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید (2). 3 راه مختلف برای یادگیری وجود دارد: دیداری، شنیداری و حرکتی. اگر در یکی از آنها موفق نیستید، دیگر راهها را امتحان کنید. 11- پیادهروی همراه با مدیتیشن. پیادهروی که در قسمت قبل توضیح داده شد، اگر همراه با مدیتیشن باشد بسیار مفید است. 12- تمرکز کنید و خودتان را در مطالعه غرق کنید. حین مطالعه، از تماشای تلویزیون و نگرانی در مورد کارهای دیگر پرهیز کنید. نگرانی مانع دریافت اطلاعات و ایدهها میشود. 13- اگر علاقهای به انجام مدیتیشن ندارید، چراغها رو خاموش کرده و وسط اتاق تاریک خود بنشینید. این کار به تمرکز شما میافزاید. 14- دوش بگیرید. دوش و حمام کردن به یادگیری کمک میکند. این کارها ذهن شما رو برای دریافت ایدههای هوشمندانه آمادهتر میکند. 15- به موسیقی گوش دهید. اگر مطلبی را حین گوش کردن به قطعهای از موسیقی خاص یاد بگیرید، بعدها، گوشکردن و یا مرورکردن ذهنی آن قطعه به یادآوری مطلب کمک شایانی میکند. 16- تندخوانی کنید. خیلیها عقیده دارند که تندخوانی باعث از قلم افتادن مطالب مهم شود. واقعیت این است که تندخوانی باعث فیلتر شدن مطالب بی ربط و فرعی شده و به درک ایدههای اصلی نوشتار کمک میکند. کندخوانی فقط برای مطالب جدید و تخصصی پیشنهاد میشود. 17- از علامتها و نمادها برای حفظکردن مطالب استفاده کنید. ترفندهای زیادی برای به خاطر سپردن اطلاعات حفظی وجود دارد. علامتهای اختصاری و شکلهای نمادین نمونههایی از این ترفندها هستند. تکنیک دیداری 18- تصویری از مطلب مورد مطالعه داشته باشید. هر تصویر میتواند بیانکنندهی مطالبی است. طرحی از چیزی که میخواهید یاد بگیرید، داشته باشید. این کار موجب داشتن هدفی مشخص در ذهن شما شده که خود باعث حرکت به سمت آن هدف میگردد. 19- از درخت حافظه استفاده کنید. استفاده از درخت حافظه هم به خلاصه کردن و هم به درک ارتباط درونی مطالب کمک میکند. 20- از سمبل و نمادها استفاده کنید. استفاده از سمبل و نمادها باعث خلاصهبرداری سریعتر و یادگیری موثرتر میشود. 21- از نقشهی اطلاعاتی بهره ببرید. وقتی اطلاعات دارای طرح درونی (Information Design) است، از آن استفاده کنید طوری که اطلاعات را به وضوح بیان کند. نقشهی اطلاعاتی هنر و دانش آماده کردن اطلاعات است طوری که بیشترین بازدهی و کاربرد را داشته باشد. 22- از روشهای یادگیری دیداری استفاده کنید. 23- مراحل یادگیری یک موضوع را مشخص کنید. فراگیری یک مطلب نیاز به دریافت اطلاعات با ترتیبی مشخص دارد. سازماندهی تفکر بر روی آن چیزی که باید انجام شود روشی موثر برای آمادگی یادگیری مطالب جدید یا پاسخگویی به سؤالات است. تکنیک گفتاری و شنیداری 24- از روشهای ایجاد انگیزه استفاده کنید. از بازیها و کلمههای بیمعنی موزون استفاده کنید. این امر باعث انعطاف فضای یادگیری و یادگیری بیشتر میشود . 25- با گوش کردن به نظرات دیگران در درون گروه مطالعه به دنبال فکر بکر باشید. 26- در خواب به فایل صوتی گوش کنید. قسمتی از مطلبی که میخواهید فرا گیرید را ضبط و هنگام خواب زیر متکای خود قرار داده و به آن گوش دهید. این روش برای یادگیری زبان خیلی موثر است. 27- بخندید. خنده باعث آرامش میشود و تن آرام مطالب را بهتر فرامیگیرد. تکنیک های حرکتی 28- نوشتن از تایپ کردن مفیدتر است! نوشتن با قلم باعث تحریک ایدههای جدید میشود. گرفتن و حرکت دادن قلم نقاط حساسی از دست را ماساژ داده و موجب ایدههای جدید میشود. 29- همیشه یک دفتر یادداشت همراه داشته باشید. بعضی ایدهها و پاسخها - که گاهی بسیار ارزشمند هستند- در مواقعی به ذهن میآیند که مشغول مطالعه نیستیم. تا حد امکان باید آنها را ثبت کرد زیرا معمولا فقط یکبار به سراغ ما میآیند. 30- مجلهی شخصی برای خود درست کنید. فرق مجله با دفتر یادداشت این است که شما میتوانید با کمک ذهن خلاق خود، نقاشی، تصاویر، جداول و درخت حافظه را به مجله اضافه کنید که کمکی است در جهت به خاطر سپردن بهتر اطلاعات. 31- از برچسبهای رنگی برای طبقهبندی دفتر یادداشت و مجلهی خود استفاده کنید. استفاده از برچسب رنگی رجوع به مطالب را آسانتر میکند. 32- از یادداشتهای پایانی استفاده کنید. بعد از پاراگرافهای کتاب، نظر شخصی خود را درج کنید. تکنیک هایی برای انگیزه پیدا کردن 33- به خود نمره بدهید. اگر شما ذهنتان را روی نتیجهی مورد نظر متمرکز کنید ایدههای بهتر را شناسایی خواهید کرد. یکی از معمولترین و قابل دسترسترین انگیزهها گرفتن نمرهی بهتر است. 34- انگیزهی خودتان را مشخص کنید. اگر ندانید به چه علت میخواهید چیزی بیاموزید، حواس پرتی به سراغتان خواهد آمد. 35- هدفتان را مشخص کنید. طبق گفتهای معروف: ذهن، هر آنچه را که درک کند میتواند به دست آورد. به هر چه فکر میکنید لازم است خود را مجهز کنید. 36- مثبت اندیش باشید. بعد از مشخص کردن اهداف خود باید امیدوار باشید که توانایی لازم را دارید به آنچه میخواهید دست یابید. 37- برنامهریزی کنید (2). یادگیری فقط یک جنبه از کارهای روزمره زندگی است. باید ساعاتی که امکان یادگیری وجود ندارد را شناسایی کرده تا بتوانید کارهای دیگر را در آن زمانها انجام داد. 38- هر مهارتی را میتوان یاد گرفت. به استثنای بعضی محدودیتهای جسمی هر مهارتی را که افراد خبره آموختهاند شما هم میتوانید یاد بگیرید؛ فقط شاید وقت و انرژی بیشتری باید صرف کنید. 39- خود را برای آموختن آماده کنید. برای یادگیری فقط مثبت اندیشی کافی نیست. در زندگی امروزه با وجود موضوعات مختف، هنگام یادگیری میبایست بقیهی موضوعات را فراموش کرد و الا یادگیری تبدیل به تجربهای کسل کننده میشود. 40- مواظب وقت مطالعهی خود باشید. اگر شما دوستانی دارید که ممکن است خواسته یا نا خواسته شما را از پرداختن به مطالعه یا یادگیری باز دارند با بهکار بردن ترفند و سیاست (البته به طوری که از شما نرنجند) پیشنهاد آنها را مثلا برای رفتن به سینما رد کنید. 41- خود را محدود کنید. گاهی آزادی و راحتی زیاد باعث هرج و مرج میشود. برای یادگیری بهتر مطالب، فرجهی زمانی مشخص کنید. داشتن چارچوب برای انجام کارها باعث نتیجهگیری بهتر و سریعتر میشود. تکنیک های تکمیلی 42- تا آنجا که میتوانید مطالعه کنید. 43- زبان خارجی بیاموزید. یادگیری زبانهای بیشتر ما را با افقهای بیشتری آشنا کرده و بیان بعضی مفاهیم را برای ما آسانتر میکند. همچنین گاهی درک کامل یک مطلب فقط در زبان اصلی میسر است. 44- یاد بگیرید که چگونه یاد بگیرید. روشهای مختلف یادگیری را امتحان کنید تا به آنچه مطلوب شماست برسید (در مطالب بعدی به معرفی و شرح این روشها خواهیم پرداخت). 45- بهتر است مشخص شود که چه چیزهایی را میدانید و چه چیزهایی را نمیدانید. در مورد یک موضوع ابتدا مشخص کنید چه اطلاعاتی از قبل دارید؛ بعد مشخص کنید چه مطالبی را نمیدانید و میخواهید بدانید. 46- از ضمیر ناخودآگاه خود هم کار بکشید! آیا میدانید میتوان دو مطلب را هم زمان فرا گرفت!؟ ذهن بطور غیر ارادی میتواند درگیر یادگیری باشد. مثلا اگر قرار است مطالبی در مورد دو موضوع بنویسیم میتوانیم یک موضوع را در ذهن داشته باشیم و به سراغ موضوع دوم برویم. مادامی که مشغول نوشتن موضوع دوم هستیم، ذهن ما موضوع اول را پردازش میکند. 47- کلی فکر کنید. یکی از روشهای خوب یادگیری این است که مطالب را به طور کلی بیاموزیم. 48- مطالب را تکرار کنید. برای درک کامل مطالب پیچیده باید آنها را مرور کرد. همچنین مرور دوبارهی مطالب به ما دید عمیقتری در مورد مطلب میدهد. تکرار مفاهیم و تئوریها با بهکارگیری مثالهای مختلف، سرعت یادگیری آنها را چند برابر میکند. 49- از روش یادگیری کوانتومی استفاده کنید «روش یادگیری کوانتومی» (Quantum Learning Model) (QL) روشی است که بر اساس به کارگیری و مرتبط کردن دانستهها در زندگی روزمرهی دانشآموزان شکل گرفته است. 50- از ابزارهای لازم برای یادگیری استفاده کنید (کامپیوتر، ویدیو و ...). 51- از «روش فکرکردن انتقادی» (Critical Thinking) استفاده کنید. «روش فکرکردن انتقادی» شامل دریافت اطلاعات، ارزیابی آن و نتیجهگیری منطقی بر اساس آنها میباشد. تکنیک هایی برای معلمین و والدین 52- از دانشآموزان سؤال بپرسید و آنها را در بحث وارد کنید. 53- از هرم اطلاعات استفاده کنید. یادگیری دارای لایههایی است و میبایست مفاهیم پیشرفتهتر بعد از فراگیری مفاهیم پایه صورت گیرد. 54- در کنار لذت بردن از بازیهای کامپیوتری روش حل مسآله و بسیاری از مفاهیم دیگر را بهتر میتوان آموخت. 55- از قانون 80 به 20 پیروی کنید. طبق قانون 80 به 20، یادگیری 20 درصد از مفاهیم نیاز به صرف 80 درصد وقت و انرژیای دارد که برای مفاهیم دیگر اختصاص میدهیم؛ لذا باید هنگام برنامهریزی به این نکته توجه داشت. 56- برای مفاهیم قصهبافی کنید! مثلا اتم را منطقهای گانگستری در نظر بگیرید که در آن پروتون و نوترون همسایهی همدیگر بوده، با هم رقیباند و لذا هرگز در محدودهی هم وارد نمیشوند. 57- فراتر از برنامهی درسی مدرسه و دانشگاه بروید. با ابزارهای یادگیری که امروزه موجود است حتی یک فرد 60 ساله هم میتواند ریاضی را در حد دانشگاه فرا بگیرد. لذا هر مطلبی را که لازم میدانید یا علاقه دارید، بیاموزید. 58- از دانستههای خود عملا استفاده کنید. مثلا در آموزش ریاضی بهتر است دانشآموزان مفاهیم چهارگانهی ریاضی را برای اندازهگیری مواد لازم برای پخت کیک به کار ببرند. تکنیک هایی برای دانش آموزان 59- همیشه درگیر یادگیری باشید. اگر فکر میکنید از معلمتان بیشتر میدانید و مطالب کلاس برایاتان کسالتآور است با معلمتان وارد بحث شوید و از دانستههای خود برای پیروز شدن در بحث استفاده کنید. 60- خودتان بیاموزید. در بسیاری از موارد، معلمان همهی مطالب را در بحث خود مطرح نمیکنند. شما باید بسیاری از مطالب را خود فرابگیرید؛ پس منتظر نباشید همهی مطالب به شما آموخته شود. 61- اگر به تنهایی نمیتوانید یاد بگیرید با دوستانتان مطالعه کنید. 62- به دیگران درس بدهید. بهترین روش یادگیری این است که مطلبی را به دیگران آموزش دهید. این شما را مجبور به یادگیری کامل آن مطلب میکند. 63- محک زدن آنچه که یادگرفتهاید یادگیری شما را تضمین میکند. استفاده از فلشکارت یکی از بهترین روشها برای محک زدن آنچیزی است که یادگرفتهاید. 64- در ابتدا مفاهیم اساسی را یاد بگیرید. یادگیری مطلب جدید باید شبیه یادگیری زبان توسط یک کودک باشد که به گرامر و املای کلمهها توجهی نمیکند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 8:59 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
گابريل گارسيا
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند در 30 سالگي پي بردم كه قدرت جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است در 85 سالگي دريافتم زندگي واقعا زيباست...... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است… دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روانپزشک پرسيدم شما چطور میفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار میگذاريم و از او میخواهيم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زيرآب وان را بر میدارد. شما میخواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 8:28 قبل از ظهر توسط محسن |
|
|
گشت غمناك دل و جان عقاب
چو ازو دور شد ايام شباب ديد كش عمر به انجام رسيد آفتابش به لب بام رسيد بايد از هستي دل بر گيرد ره سوي خانه ديگر گيرد خواست تا چاره ي نا چار كند دارويي جويد و در كار كند صبحگاهي ز پي چاره ي كار گشت برباد سبك سير سوار گله كاهنگ چرا داشت به دشت ناگه ا ز وحشت پر ولوله گشت وان شبان ، بيم زده ، دل نگران شد پي بره ي نوزاد دوان كبك ، در دامن خار ي آويخت مار پيچيد و به سوراخ گريخت آهو استاد و نگه كرد و رميد دشت را خط غباري بكشيد ليك صياد سر ديگر داشت صيد را فارغ و آزاد گذاشت چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير زنده را دل نشود از جان سير صيد هر روزه به چنگ آمد زود مگر آن روز كه صياد نبود آشيان داشت در آن دامن دشت زاغكي زشت و بد اندام و پلشت سنگ ها از كف طفلان خورده جان ز صد گونه بلا در برده سا لها زيسته افزون ز شمار شكم آكنده ز گند و مردار بر سر شاخ ورا ديد عقاب ز آسمان سوي زمين شد به شتاب گفت كاي ديده ز ما بس بيداد با تو امروز مرا كار افتاد مشكلي دارم اگر بگشايي بكنم آن چه تو مي فرمايي گفت : ما بنده ي در گاه توييم تا كه هستيم هوا خواه توييم بنده آماده بود، فرمان چيست ؟ جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟ دل ، چو در خدمت توشاد كنم ننگم آيد كه ز جان ياد كنم اين همه گفت ولي با دل خويش گفت و گويي دگر آورد به پيش كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون از نياز است چنين زار و زبون ليك نا گه چو غضبناك شود زو حساب من و جان پاك شود دوستي را چو نباشد بنياد حزم را بايد از دست نداد در دل خويش چو اين راي گزيد پر زد و دورترك جاي گزيد زار و افسرده چنين گفت عقاب كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب راست است اين كه مرا تيز پر است ليك پرواز زمان تيز تر است من گذشتم به شتاب از در و دشت به شتاب ايام از من بگذشت گر چه ا زعمر ،دل سيري نيست مرگ مي آيد و تدبيري نيست من و اين شه پر و اين شوكت و جاه عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟ تو بدين قامت و بال ناساز به چه فن يافته اي عمر دراز ؟ پدرم از پدر خويش شنيد
که يکي زاغ سيه روي پليد
با دو صد حيله به هنگام شکار
صد ره از چنگش کردست فرار
پدرم نيز به تو دست نيافت تا به منزلگه جاويد شتافت
ليك هنگام دم باز پسين چون تو بر شاخ شدي جايگزين از سر حسرت با من فرمود كاين همان زاغ پليد است كه بود؟! عمر من نيز به يغما رفته است يك گل از صد گل تو نشكفته است چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟ رازي اين جاست، تو بگشا اين راز زاغ گفت : ار تو در اين تدبيري عهد كن تا سخنم بپذيري عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست دگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست ز آسمان هيچ نياييد فرود آخر ا زاين همه پرواز چه سود ؟ پدر من كه پس ا زسيصد و اند كان اندرز بد و دانش و پند بارها گفت كه برچرخ اثير بادها راست فراوان تاثير بادها كز زبر خاك و زند تن و جان را نر سانند گزند هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر باد را بيش گزند ست و ضرر تا بدانجا كه بر اوج افلاك آيت مرگ بود ، پيك هلاك "ما از آن ، سال بسي يافته ايم كز بلندي ،رخ برتافته ايم" زاغ را ميل كند دل به نشيب عمر بسيارش از اين گشته نصيب "ديگر اين خاصيت مردار است عمر مردار خوران بسيار است" گند و مردار بهين درمان ست چاره ي رنج تو زان آسان ست خيز و زين بيش ،ره چرخ مپوي طعمه ي خويش بر افلاك مجوي ناودان ، جايگهي سخت نكوست به از آن كنج حياط و لب جوست من كه صد نكته ي نيكو دانم راه هر بر زن و هر كو دانم خانه ، اندر پس باغي دارم وندر آن گوشه سراغي دارم خوان گسترده الواني هست خوردني هاي فراواني هست **** آن چه زان زاغ چنين داد سراغ گندزاري بود اندر پس باغ بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور معدن پشه ، مقام زنبور نفرتش گشته بلاي دل و جان سوزش و كوري دو ديده از آن آن دو همراه رسيدند ز راه زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست لايق محضر اين مهمان ست مي كنم شكر كه درويش نيم خجل از ما حضر خويش نيم ›› 0 گفت و بنشست و بخورد از آن گند تا بياموزد از او مهمان پند ****** عمر در اوج فلك بر ده به سر دم زده در نفس باد سحر ابر راديده به زير پر خويش حيوان راهمه فرمانبر خويش بارها آمده شادان ز سفر به رهش بسته فلك طاق ظفر سينه ي كبك و تذرو و تيهو تازه و گرم شده طعمه ي او اينك افتاده بر اين لاشه و گند بايد از زاغ بياموزد پند بوي گندش دل و جان تافته بود حال بيماري دق يافته بود دلش از نفرت و بيزاري ، ريش گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش يادش آمد كه بر آن اوج سپهر هست پيروزي و زيبايي و مهر فر و آزادي و فتح و ظفرست نفس خرم باد سحرست ديده بگشود به هر سو نگريست ديد گردش اثري زين ها نيست آن چه بود از همه سو خواري بود وحشت و نفرت و بيزاري بود "بال بر هم زد و بر جست ا ز جا گفت : كاي يار ببخشاي مرا" "سال ها باش و بدين عيش بناز تو و مردار تو و عمر دراز " من نيم در خور اين مهماني گند و مردار تو را ارزاني "گر در اوج فلكم بايد مرد عمر در گند به سر نتوان برد" **** شهپر شاه هوا ، اوج گرفت زاغ را ديده بر او مانده شگفت سوي بالا شد و بالاتر شد راست با مهر فلك ، همسر شد لحظه اي چند بر اين لوح کبود نقطه اي بود و سپس هيچ نبود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 4:41 بعد از ظهر توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به عنوان یک مرد ایرانی که از زندگی تو این محیط پر از دو رویی و تظاهر درمانده و ناراحتم به امید این ,این وبلاگ رو می سازم که- یه رو و خود خودم باشم-تا ببینیم
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
نوازنده دوره گرد آوای آزاد |
|
RSS
|